کیفیت می تواند به سادگیِ ، اطمینان از نبودن میخ بیرون زده از کفِ یک کفش و یا به پیچیدگی دریافت گواهی استاندارد از سازمان استاندارد بین المللی باشد.به زبان اقتصاد، کیفیت بر عنصر رقابت آمیزی دلالت دارد که شرکتها را در تثبیت جایگاهی در بازار بین المللی یاری می دهد.موفقیتهای ژاپنیها درسهایی هستند که همه ما از آن مطالبی شنیده ایم.
در مورد کیفیت نیز درسهایی وجود دارد که باید از تایوان بیاموزیم.مرکز بهره وری تایوان (CPC)، برخی از این درسها را گردآوری و در کتابی به نام ((داستانهای کوتاه کیفیت)) به زبانی ساده منتشر کرد.برخی از این داستانها تمثیلی هستند ، در حالیکه برخی دیگر ، از تجربه های واقعی نویسندگان تایوانی به شمار می روند.
میخ آهنی
روزی میخ زنگ زده ای در درگاهی آشکار شد.صبح همان روز،مردی از آن در عبور کرد و متوجه آن میخ نشد(ناآگاهی) ، خوشبختانه اتفاقی نیفتاد.دومین مردی که از آن در می گذشت ، متوجه میخ شد(آگاهی از مسئله) و به سرعت از روی آن عبور کرد.هنگامیکه سومین نفر از در گذشت ، میخ را دید و با خود اندیشید ، اگر کسی میخ را نبیند و پا روی آن بگذارد ، فاجعه به بار خواهد آمد (آگاهی از بحران)، اما چون کار مهمتری داشت ، گفت:((بالاخره کسی متوجه این میخ می شود و آن را از جا در می آورد!)) بنابراین ، راه خود را گرفت و رفت.هنگامیکه نفر چهارم آمد ، متوجه میخ شد و با خود گفت: ((خوب شد زود متوجه شدم ، وگرنه نفر بعدی که از اینجا عبور می کرد ، بد می آورد!))
او میخ زنگ زده را از جا کند و داخل سطل زباله انداخت(آگاهی از ضرورت و اقدام به موقع).
کشف و اطلاع از جدّی بودن یک مسئله ، آن مسئله را حل نمی کند ، بلکه تنها ، اقدام به موقع است که بحران را برطرف می سازد.
چوب بر
آژونگ ، یکی از چوب بُرهای تحت سرپرستی وانگ بود.او مرد راستگو و درستکاری بود و به کارش عشق می ورزید.مثل سایر اعضا که تازه استخدام شده بودند،بهره وری کار آژونگ نیز بعد از مدتی پائین آمد.سرپرست وانگ، علت پائین بودن بهره وری او را بخوبی می دانست.او به آژونگ گفت تبرش را تیز کند.بر خلاف وقت زیادی که آژونگ صرف تیز کردن تبرش می کرد،بازده کارش بالا نمی رفت.بنابراین از وانگ پرسید:((چرا تیز کردن تبرش کاری از پیش نمی برد؟)) وانگ ، تبر آژونگ را برداشت و آن را به دقت وارسی کرد ، سپس گفت:((ببین تبرت را درست تیز نکرده ای ،یک تبر کُند ، نمی تواند درختها را ببُرد.بنابراین ، با این شکل تیز کردن تبرت،کاری از پیش نمی بری ، بلکه تبرت را باید درست و به اندازه کافی تیز کنی!))
هنگامیکه آژونگ ، بر فن تیز کردن تبر مسلط شد، به این واقعیت نیز پی برد که نه تنها مهارت در بریدن درختها ، بلکه مهارت در تیز کردن تبر ، نیز به همان اندازه دارای اهمیت است
هنگامیکه روشی ، نتایج مورد انتظار را به دست نداد، قبل از هر گونه نتیجه گیری ِ شتابزده ، باید دید آیا روش مزبور به درستی و به طور کامل به اجرا درآمده است.



