اول ايمنی بعد کار
تو را گفتيم وميگوييم ای يار که اول ايمنی شرط است درکار
سلامت بودنت گام نخست است تورا جان سلامت داد، دادار
مخور تشويش ورنج وغصه وغم روان خويش از آفت بری دار
کتاب درد و لوح استرس را به کنجی نه ، مياور برسرکار
اگر آسيب گيرد دامنت را ندارد حاصلی اندوه بسيار
چرا عاقل کندکاری که داند پشيمانی بود فرجام آنکار
کسی در خانه مانده چشم در راه بگو چشم ومنه در چشم خود خار
دمی غفلت پشيانيست يک عمر مروری کن بکار خويش يکبار
چه دانی آنه می داند زبالا پو باران می نشيند يا چوآوار
کلاه وکفش وعينک بهر آنست که ايمن مانی از آسيب وآزار
چو خواهی بشنوی آهنگ هستی به گوش خود بنه گوشی مکن عار
مگو آسيب ومحنت در کمينند چه غم باشد اگر باشيم هشيار
خبر دادم که تا ديگر نگويي حوادث بيخبر آيد به يکبار
به نرمی فرصت از ما می ربايد ندارد رحمتی اين چرخ غدار
مصمم باش بر حفظ تن خويش که نقص عضو غمبار است غمبار
حقيقت بشنو ازالياس که گويد برادر ايمنی اول ، سپس کار
با تشکر از آقای الياس گل پرست

