از «فورد» ميلياردر معروف آمريكايي و صاحب يكي از بزرگترين كارخانه هاي سازنده انواع اتومبيل در آمريكا پرسيدند: اگر شما فردا صبح از خواب بيدار شويد و ببينيد تمام ثروت خود را از دست داده ايد و ديگر چيزي در بساط نداريد، چه مي كنيد؟
فورد پاسخ داد: «دوباره يكي از نيازهاي اصلي مردم را شناسايي مي كنم و با كار و كوشش، آن خدمت را با كيفيت و ارزان به مردم ارائه مي دهم و مطمئن باشيد بعد از پنج سال دوباره فورد امروز خواهم بود.»
الف ـ تاريخچه
FMEA تكنيكي است كه براي اولين بار در ارتش امريكا مورد استفاده قرارگرفته است. استانداردهاي نظامي mil-p-1629 با عنوان (روش آناليز عيب ، تاثيرات مربوط و ميزان اهميت آن) در نهم نوامبر 1949 انتشار يافت. در قالب اين استاندارد خطاها يا اشكالات پيش آمده به لحاظ تاثير گذار آنها در هدف غايي و ميزان ايمني / پرسنل /تجهيزات طبقه بندي ميشوند.
اولين كاربرد رسمي اين تجزيه و تحليل تحت عنوان FMEA در صنايع هوا فضاي ايالات متحده امريكا استفاده شد. در واقع آن زمان FMEA بعنوان يك نوآوري و ابتكار براي پيشگيري از اشتباهات و خطاهاي جبران ناپذيري مطرح گرديد كه وقوع هريك از آنها باعث خسارات هنگفت و اتلاف سرمايه فوق العاده زياد ميگرديد.
ب ـ تعريف FMEA :
تجزيه و تحليل عوامل شكست و آثار آن FMEA ناميده مي شود. FMEA يك تكنيك مهندسي است كه به منظور مشخص كردن و حذف خطاها، مشكلات و اشتباهات بالقوه موجود سيستم ، فرايند توليد و ارائه خدمت، قبل از وقوع ، در نزد مشتري ، بكار برده ميشود.
برای دریافت متن کامل بر روی این قسمت کلیک نمائید.
((حوادث معدن کاری)) این عبارت تلخی است که می توان گفت تقریباً تمام معدن کاران در طول دوره کاری خود دست کم یکبار با آن روبرو شده اند.فرقی هم ندارد ، از چین و هند و روسیه گرفته تا ایران و شرق اروپا و کشورهای آفریقایی و حتی آمریکا.معدن کاران در همه این مناطق دست کم یکبار در عمر کاری خود طعم تلخ حوادث معدن کاری را چشیده اند.کاری هم نمی شود کرد. شاید به همین دلیل باشد که معدن کاری را جزو یکی از چند شغل سخت و زیان آور دنیا طبقه بندی کرده اند.
به گزارش ایسنا حادثه تلخ معدن زغال سنگ باب نیزو در زرند استان کرمان که در آن تعدادی از هموطنان معدن کار جان خود را از دست دادند، بهانه ای شد تا کنکاشی در تاریخ صنعت پرماجرای معدن کاری کرده و در این بین نگاهی به تلخ ترین و در عین حال فاجعه بار ترین حوادث معدن کاری در دنیا طی دهه های اخیر یا حتی سده های اخیر بیندازیم.
برای خواندن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید
ادامه مطلب
يك پيرمرد بازنشسته، خانه جديدی در نزديكی يك دبيرستان خريد. يكی دو هفته اول همه چيز به خوبی و در آرامش پيش می رفت تا اين كه مدرسه ها باز شد. در اولين روز مدرسه، پس از تعطيلی كلاسها سه تا پسربچه در خيابان راه افتادند و در حالی كه بلند بلند با هم حرف می زدند، هر چيزی كه در خيابان افتاده بود را شوت می كردند و سروصداى عجيبی راه انداختند. اين كار هر روز تكرار می شد و آسايش پيرمرد كاملاً مختل شده بود. اين بود كه تصميم گرفت كاری بكند.
روز بعد كه مدرسه تعطيل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا كرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خيلی بامزه هستيد و من از اين كه می بينم شما اينقدر نشاط جوانی داريد خيلی خوشحالم. منهم كه به سن شما بودم همين كار را می كردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بكنيد. من روزی ١٠٠٠ تومن به هر كدام از شما
می دهم كه بيائيد اينجا و همين كارها را بكنيد.»
بچه ها خوشحال شدند و به كارشان ادامه دادند. تا آن كه چند روز بعد، پيرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: ببينيد بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی تونم روزی ١٠٠ تومن بيشتر بهتون بدم. از نظر شما اشكالی نداره؟
بچه ها گفتند: «١٠٠ تومن؟ اگه فكر می كنی ما به خاطر روزی فقط ١٠٠ تومن حاضريم اينهمه بطری نوشابه و چيزهای ديگه رو شوت كنيم، كورخوندی. ما نيستيم.»
و از آن پس پيرمرد با آرامش در خانه جديدش به زندگی ادامه داد.
